تبليغاتX
دیوارهای من - درد یه عمر که نمی دونم با چی حسابش می کنن
دیوارهای من
همه ما دیوارهایی هستیم پیرامون خود
 

عمر اونی نیست که روی تقویم می گذره ، که اگه بود این تارهای سپید حالا حالاها نباید لای این موهای سیاه پیدا می شد. دو سال هم یه عمر نیست ، که اگه بود این درد وامونده رو با خودش می برد و لای همون تقویم بایگانی می کرد، مثل همه دردای قبلی. ولی نه، این یکی با همه اون دردا فرق داره ، که اگه نداشت این زخم لعنتی هر روز نبودنش رو تازه نمی کرد. آره ، درد من درد امروز و دیروز نیست، درد یه عمره که نمی دونم با چی حسابش می کنن.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |