این قصه رو از هر جا شروع کنم تلخه. حالا تو بگو از اول تا بیفتم وسط یک مشت خاطره که نمی دونم اولش کدومه آخرش کدوم. اصلا خوبی این قصه اینه که خودم هم نمی دونم از کجا شروع شد. چه فرقی میکنه ، آخر اون سال ، آول اون ماه ، وسط اون روز ، یا هر موقع دیگه ای که فکرش رو بکنی. مگه شروع کردن سال و ماه سرش میشه؟ نمیشه ، نه سال و ماه ، نه اینجا و اونجا. چه اهمیتی داره؟ مهم اینه که شروع شد ، بدون اجازه از زمان و مکان ، خارج از اختیار من و تو. آره ، مهم اینه که شروع شد ، هر چند دیر ، خیلی دیر!